تبليغاتX
كتابيسم دات آي آر
كتابيسم دات آي آر
كتاب هايي هست كه مزه مي دهد...
یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385
كماكان اسم ندارد..

فعلا اسم ندارد / احمد غلامي / نشر افق / چاپ دوم 82 / 700 ت

مجموعه داستان کوتاه ایرانی را همیشه باید با دقت انتخاب کرد و خواند،چون معمولا داستان خيلي خوب ایرانی به سختی پیدا می شود! مثلا مجموعه داستان "فعلا اسم ندارد" از احمد غلامي.مجموعه ۱۴ داستان كوتاه كه كليتش به دو بخش عاشقانه و جنگي تقسيم مي شود از نظر موضوع.

اگر به خواندن دو داستان خيلي خوب ، دو داستان خوب ، 1 طرح عالي ، 5 داستان معمولي و 4 داستان بي مزه راضي مي شويد "فعلا اسم ندارد" گزينه مناسبي براي انتخاب است. داستان هاي عاشقانه و در واقع غير جنگي مجموعه را عموما نپسنديدم، معمولا سوژه هاي خوبي دارند اما غلامي خرابشان كرده و آدم دلش براي سوژه ها مي سوزد. اما در مورد داستان هاي جنگي اش؛علاوه بر سوژه هاي بكر و فضا سازي و پردازش خوب نگاه بدون تعصب و دو سويه و انساني احمد غلامي را به جنگ خيلي مي پسندم . وقتي داستان هاي جنگي اش را مي خواني حس اين فيلم هاي تلويزيوني جنگي كه هميشه نيروهاي ايراني بهشتي بودند و دشمن متجاوز عوضي بهت دست نمي دهد.

بخشي از داستان "دشمن ما" كه به نظر من بهترين داستان اين مجموعه است را بخوانيم:

((روبروي هم بوديم.جاي گريزي نبود.شليك گلوله ها..رگبار..بوي باروت و سايه آدم هايي كه بلند مي شدند و تير مي انداختند و دوباره مي خوابيدند؛هراس از هم. "سكوتي" خودش رو كشيد پشت گوني هاي ريخته سنگر دشمن و سايه آدم ها را بست به رگبار.گلوله هاي آن ها خاموش شد و نعره اي برخاست كه همه را به سكوت واداشت.نعره درد و ترس از مرگ.خرخر غليظ خون در گلو و ناله مرگ.. ما فاتح،آن ها مغلوب و برعكس. ما شهيد،آن ها كشته و برعكس...))

 

در مورد داستان ها:

-گاهي سكوت چيز خوبيه: بعد از خواندن اين داستان فكر نكنيد احمد غلامي ديوانه است . اين كه اين داستان خط ديوانه كننده اي دارد احتمالا نقطه قوتش است!

-مشترك مورد نظر: داستان تماما صداهاي ضبط شده پيغام هايي است كه روي پيغام گير مردي به نام هوتن گذاشته شده . با خوندن اين پيغام ها شخصيت هوتن توي ذهن ما نقش مي بندد. اين از همون سوژه هاي بكري بود كه مي گفتم احد غلامي بهش گند زده!

-دو رفيق: داستان هاي جنگي غلامي دو دسته اند. يا معمولي هستند يا عالي. اين جزء دسته اول است.

-در امتداد پل: اين داستان كه جايزه گلشيري را برده هيچ ربطي به در امتداد شب گوگوش ندارد! غلامي بايد حواسش باشد ديگر از بنياد گلشيري جايزه نگيرد . جايزه جديدا شده تبليغ منفي.

-تا ده روز ديگر: توي اين داستان براي اولين بار سوژه خيلي معمولي بوده اما كار احمد غلامي خيلي خوب.

-بازمانده:شخصيت اول اين داستان يك قمقمه است كه روي آن با خط ناشيانه اي نوشته شده گردان پياده سنندج. اين قمقمه مي چرخد و در شش موقعيت مختلف قرار مي گيرد. خيلي خوب بود.

-دشمن ما:حرفي براي گفتن باقي نمي گذارد .بهترين داستان اين مجموعه . يكي از بهترين نوشته هاي جنگ . حتما بايد خوند.

-پوتين هاي يك نعش: توي جنگ نه شاعر باش نه ترسو نه خيال پرداز. دير بجنبي پوتين هاي جنازه سرباز عراقي كه جلوت افتاده رو پاس بخش ها از آن خود مي كنند!

فعلا اسم ندارد / كتابيسمپيوند هاي مرتبط با "فعلا اسم ندارد" :

يك داستان از احمد غلامي به نام زودتر از مرده ها خوابيدن / خريد آنلاين اين كتاب از محمدبوك / خريد آنلاين اين كتاب از ايران بين

+ نگاشته شده در 16:21به قلم محمد لزرغلامي