شهسوار بر باره ي باد / محمد قاسم زاده/انتشارات كاروان /چاپ دوم 85 / 1200 ت
بارها پیش آمده که کتابی را به خاطر قیمت بالایش نخرم ، اما كم پيش آمده بود كه كتابي را به خاطر قيمت پايينش بخرم ( و البته بعد بفهمم كه قيمتش پايين نبوده!). آخرين كتابي كه از قفسه هاي كتابفروشي پنجره برداشتم كتاب " شهسوار بر باره ي باد " بود. شك داشتم در خريدنش . از " محمد قاسم زاده " چيزي نخوانده بودم. بين بخرم و نخرم دو دل بودم كه شناسنامه كتاب را ديدم : تهران - كاروان - ۴۰۰۰ ريال . مطمئنا چهارصد تومان نياز به فكر كردن نداشت. كتاب را خريدم . موقع حساب كردن فهميدم كه كتاب هزار و دويست تومان بوده و قيمت داخل شناسنامه كتاب مربوط به چاپ اول بوده!
طرح جلد كتاب نقاشي شواليه مرگ اثر سالوادور دالي است ، البته بخشي از نقاشي. قطع كتاب جيبي بود ، بنابر اين در سفر دم دست ترين كتاب همراهم بود. توي سفر خواندمش.
راوي داستان كاتب سلطاني است كه يك باره از تاج و تخت فرو مي نشيند و كارش به خوابيدن در اصطبل مي كشد. داستان با شرح فضاي جنگ سپاه سلطان با دشمنان آغاز مي شود و با فرار سلطان و كاتب ادامه مي يابد و در نهايت با تصوير كشيدن خيانت اميرزادگان سلطان به پايان مي رسد. اين خط داستاني چيز پيچيده و جالبي نيست اما وقتي با سلطان و كاتبش در يك كاروان سراي دورافتاده همراه مي شويم ، ذلت و خواري سلطان را مي بينيم و اينكه چگونه در نهايت نحيفي و خواري كماكان غرور احمقانه خود را دارد از داستان خوشمان مي آيد. خواندن داستاني درباره پادشاهي كه روزهاست همبستري نداشته و در يك كاروانسراي دورافتاده به دنبال همخوابه ديوانه مي شود جالب است.
پايان بندي داستان اصلا خوب نبود (البته اين نظر منه) . انگاري كه ماست مالي شده باشد!
Cock /Ebrahim golestan/Rozan publication /
اگر بخواهيم همه خروس هاي معروف دور و برمان را جمع كنيم به تعداد انگشت هاي يك دست هم نمي رسند. يكيشون همون خروسي بود كه دمش از كنار روباه زده بود بيرون و مثل دم خروس رو باور كنم يا قسم حضرت عباس رو ساخت. دوميش خروس زري شاملو بود تو "خروس زري،پيرهن پري" . سوميش هم كه از معاصرترين خروس ها به شمار مي رود خروسي بود كه تو آزمون ضمن خدمت خصلت هاش با پيامبر مقايسه شده بود. آخريشونم اون دو تا خروس لاري ها بودن كه تو فيلم اعتراض مسعود كيميايي با هم مي جنگيدن،البته خروس چپيه خيلي خروس تر بود!اين ها شد چهارتا. چون كه مي خواهيم خروس هاي معروف رو به تعداد انگشتان يك دست برسونيم پنجمين خروس هم مي شه: "خروس" ، نوشته "ابراهيم گلستان" .
خروس يك داستان صد و ده صفحه اي است كه بعد از سال ها بدون هيچ سانسوري (البته در چاپ اولش) از ابراهيم گلستان به چاپ رسيد.گلستان هم كه معرف حضور همه هست ، به ممد زبان تند و اخلاق گند ! كه نمونه بارزش رو در كتاب نوشتن با دوربين مي توانيد ببينيد ، تا سبك خاص و شيوه بيان مخصوص خودش در داستان نويسي مدرن ايران كه رد پايش به خوبي مشخص است و همچنين فيلم هايش.
خروس داستاني است كه از زبان نماينده شركت نفت در دهه پنجاه روايت مي شود كه چون دير از جزيره راه افتاده به همراه شخصي ديگر شب را در خانه بزرگ محل "حاجي ذوالفقار" كه ناخدايي قاچاقچي است مي گذاراند. داستان،در واقع ماجراي خروس اين حاجي ذوالفقار است كه گاه و بيگاه صداي بلندش اهالي و حاجي را آزار مي دهد.
داستان با اين جمله شروع مي شه: "وقتي كه در زديم از روي سردرخانه خروس انگار پارس مي كرد..."
گفت" ((ور بپره!يا ميپره رو مرغ ، يا فضله ميندازه . يا اذون مي گه.))
گفتم: ((خروس يعني اين.))
گفت: ((ناكس بلند مي شه هي ميپره ميره بالاي سردر))
گفتم: (( موذناي مسجدم ميرن رو گلدسته))
گفت: ((ميرن اذون بگن، نمي رينن اونجا.))
اگر شخصيت گلستان رو از داستاناش جدا كنيد خيلي قابل تحمل مي شود.داستانش البته.
پیوندهای مربوط به خروس:
روياي تبت تو
را به خيلي جاها مي برد ، حس زيبايي در تو به وجود مي آورد و ... البته فقط اسم
كتاب كه خانم وفي با بي رحمي نه تنها تمام حست را نابود مي كند ، تازه دلت هم مي
خواهد زير لبي يك چيزي نثار كساني كني كه جايزه رمان برتر مرحوم گلشيري را به وفي
دادند ( سطح ادبيات به نظرتون مهمه؟پايين اومدنش چطور؟ ) . ما هم كه عادت كرديم هر
چيزي كه چاپ چندمش بيايد و عنوان "رمان برتر سال" روي آن خودنمايي كند سريع بخريم.
حتي اگر "چه كسي پنير مرا جابه جا كرد؟" باشد! راستش اگر به اين كتاب جايزه نمي
دادند آنقدر توي ذوقم نمي خورد . و
ماجراي كليشه اي كتاب كه طبق معمول اين سال ها راوي اش يك زن تنهاست .در مقابل اين
حرف كه گفته مي شود وفي سعي داشته با حوادث سادهي زندگي و روياي آرزوهاي بزرگ
انسان ها،روابط جديدي شكل بدهد،به نظر من شديدا ناموفق بوده ، خودتان اگر مي خواهيد
مي توانيد امتحان كنيد و مزه ي آن را بچشيد اما ما هيچ چاشني اضافه اي نداريم كه
بتوانيد اضافه كنيد.