دو سه ماهی است که یکی از سوژه های روز کتابی ، که البته به خاطر شخصیت راوی اش (به روایت خودش راوی است البته) از حوزه کتاب هم خارج شده و سینماگران هم در مورد آن سخن می گویند "حافظ به روایت کیارستمی" است. در این مدت حرف های زیادی در مورد کتاب زده شد. نقدهای گوناگون در وبلاگ ها ، سایت های خبری ، روزنامه ها و مجلات منتشر شد و البته همه این ها به فروش بیشتر کتاب منجر شد.(که البته به خودی خود فروش بیشتر جای خوشحالی دارد).
از آن جهت خودم را شایسته نظر دادن در مورد کتاب نمی دانم که قبل از خواندن مطالب دیگران نظر و موضع ثابتی راجع به آن نداشتم . اما دلم می خواهد راجع به این کتاب بگویم . با این حال اکتفا می کنم به جمع بندی هر آن چه که در گوشه و کنار راجع به کتاب شنیدم و البته آن هایی را که پذیرفتم بیان می کنم.
چرا "حافظ به روایت کیارستمی" کتاب خوبی است؟
۱- نشان دادن دیدگاه حافظ از پنجره های مختلف و البته جدید به خودی خود کار خوبی است.
۲- جسارت کیارستمی در شکستن تابو و هاله مقدس حافظ و به تعبیر برخی پایین کشاندن حافظ از تاقچه های خانه ستودنی ات.
۳- این کار اتفاق تازه ای است درشعر فارسی.
اخراجی ها: عوام فریبی / حافظ به روایت کیارستمی: خواص فریبی
۱- این کتاب به هیچ وجه روایتی از حافظ نیست. در واقع انتخاب کیارستمی است.
۲- کتاب مقدمه ای ندارد که هدف کیارستمی از این کار در آن بیان شود. شاید تشکرنامه و تقدیرنامه بهاالدین خرمشاهی در اول کتاب بیشتر چاپلوسی است تا مقدمه.
۳- کیارستمی با این قصد مصرع ها را از وزن انداخته که به گفته خودش خواسته با این کار باعث ارتباط مردم عامی که وزن را نمی شناسند با شعر شود.در حالی این حرف از سوی کیارستمی زده شده که اگر کسی تنها 5 سال در کنار مردم ایران زندگی کرده باشد ارتباط عمیق مردم را با وزن و شعر موزون درک می کند.آن چیزی که با عموم مردم ارتباط برقرار نمی کند شعر بدون وزن است!
۴- انتخاب کیارستمی انتخاب خاصی نیست. در واقع چیزی که انتخاب ها را خاص کند و اعتبار نام کیارستمی را به دوش بکشد دیده نمی شود.
۵- روزنامه اعتماد به نقل از مجله آرش مطلبی را منتشر کرد که قضیه کتاب را به داستان لباس جدید پادشاه تشبیه کرده بود. نام کیارستمی باعث شده که کتاب گل کند وگرنه چیزی برای گل کردن وجود ندارد.
۶- تقطیع کردن مصرع ها در بسیاری موارد نه تنها به ساده خوانی شعر کمک نکرده بلکه این تقطیع غیر اصولی باعث شده در خواندن بسیاری از مصرع ها مشکل ایجاد شود.
۷- کیارستمی در ابتدای کتاب جمله ای از آرتور رمبو نقل کرده که می گوید: "باید مطلقا مدرن بود" اما شیوه پردازش کیارستمی شاید کمی مدرن بوده باشد اما اصلا "مطلقا مدرن" نیست.
۹- یکی از دست اندرکاران سینما می گفت:اخراجی ها عوام فریبی امسال بود و "حافظ به روایت کیارستمی" خواص فریبی امسال.؟

روياي تبت تو
را به خيلي جاها مي برد ، حس زيبايي در تو به وجود مي آورد و ... البته فقط اسم
كتاب كه خانم وفي با بي رحمي نه تنها تمام حست را نابود مي كند ، تازه دلت هم مي
خواهد زير لبي يك چيزي نثار كساني كني كه جايزه رمان برتر مرحوم گلشيري را به وفي
دادند ( سطح ادبيات به نظرتون مهمه؟پايين اومدنش چطور؟ ) . ما هم كه عادت كرديم هر
چيزي كه چاپ چندمش بيايد و عنوان "رمان برتر سال" روي آن خودنمايي كند سريع بخريم.
حتي اگر "چه كسي پنير مرا جابه جا كرد؟" باشد! راستش اگر به اين كتاب جايزه نمي
دادند آنقدر توي ذوقم نمي خورد . و
ماجراي كليشه اي كتاب كه طبق معمول اين سال ها راوي اش يك زن تنهاست .در مقابل اين
حرف كه گفته مي شود وفي سعي داشته با حوادث سادهي زندگي و روياي آرزوهاي بزرگ
انسان ها،روابط جديدي شكل بدهد،به نظر من شديدا ناموفق بوده ، خودتان اگر مي خواهيد
مي توانيد امتحان كنيد و مزه ي آن را بچشيد اما ما هيچ چاشني اضافه اي نداريم كه
بتوانيد اضافه كنيد.